تبليغاتX
روشن تر از خاموشی

روشن تر از خاموشی

گزیده اشعار ایران

شب است و چهره ی میهن سیاهه

نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم

که هرکه عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره

برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان

من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور

که خون میبارد از دل های سوزان

برادر نوجوونه

برادر غرق خونه

برادر کاکُلش آتش فشونه

توکه با عاشقان درد آشنایی

تو که هم رزم و هم زنجیر مایی

ببین خون عزیزان را به دیوار

بزن شیپورِ صبحِ روشنایی

برادر بی قراره

برادر نوجوونه

برادر شعله واره

برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1388ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط shel S stein  | 

شب است و چهره ی میهن سیاهه

نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم

که هرکه عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره

برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان

من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور

که خون میبارد از دل های سوزان

برادر نوجوونه

برادر غرق خونه

برادر کاکُلش آتش فشونه

توکه با عاشقان درد آشنایی

تو که هم رزم و هم زنجیر مایی

ببین خون عزیزان را به دیوار

بزن شیپورِ صبحِ روشنایی

برادر بی قراره

برادر نوجوونه

برادر شعله واره

برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1388ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط shel S stein  | 

وقتی خانم های میان سال و مسن مرا میبینند و کشف میکنند،به هم میگویند:الهی بمیرم،خودشه،نه؟

لحن شان مثل زمانی است که دارند با بچه ها حرف میزنند!لحن شان برای من در این سن و سال دلسوزانه و مادرانه است.

وقتی به آنها سلام میکنم و میگویم خدا نکند،مثل اینکه کشف دیگری کرده باشند و میگویند:خدا مرگم بده...صداش ام همونه!

گاهی دختران جوان هم ((الهی بمیرم)) را میگویند.

بارها فکر کرده ام چرا خانم ها این قدر از خداوند تقاضای مرگ میکنند؟

                                                           

رضاکیانیان

کتاب:این مردم نازنین                 

----------------------------------------------------------------------------

خوب

آقای کیانیان کتابه جالبی نوشته،خاطراتش با مردمه.

البته خودمونیم واقعا از بین این همه خاطره همش خیلی جالب نیست و بعضیهاشون هیچ محتوایی ندارن ولی در کل به نظرم کتاب خوبی بود.

ویراستاریه افتضاحی داشت و غلط املایی هاش زیاد بود.

همین.

کلا کتابه خوبیه به خوندنش می ارزه.

--------------------------------------------------------------------

هیییییییییی

تابستون داره تموم میشه و از الانم اضطراب دارم،نمیدونم چرا ؟

تابستون بدی نبود و من اصلا ازش استفاده نکردم

 -خواستم برم کلاس پینگ پنگ گفتن ظرفیت تکمیله

-باشگاهه بسکتبالم رو برای حدودا دو ماه نرفتم

-میخواستم برم کلاس اسکیت دیدم نمیصرفه ۷۰ تومن بدی و بری

وقتی که مربی میره پی یللی تللی خودش

 

=======

انتقاد:باور کنید حتی افغانستان هم کلاس های ورزش و آموزشش برای عموم مجانی یا با هزینه ی خیلی کمی برای آموزش هست چون این وظیفه ی یک دولت برای جامعه اش هست اما اینجاچی یه کلاسه عمومیه آشغال که میخوای بری باید ۷۰۰۰۰تومن برای ۱۰ جلسه بدی

میخوای بری پیست اسکیت ورودیه باید ساعتی ۲۰۰۰ تومن  بدی!!!

میخوای یه استخره درست و حسابی بری که کلرش از آبش بیشتر نباشه باید ۸۰۰۰ تومن  بدی!!!

پس من نمیدونم این دولت چه غلطی داره میکنه؟

وقتی برای ورزش کردن تویه یه محیط بایدپول بدی چه انتظاری دارن که جوونا هم نرن معتاد بشن؟

 

حالا خوبه خدا رو شکر ما هنوز اینقدر بد بخت نشدیم که نتونیم از پس پول اینها بر بیایم ولی بقیه چی؟

همه که وضعیتشون مثله ما یا بهتر نیست که؟

 

 

 

خدانگهدار

+ نوشته شده در  سی ام شهریور 1388ساعت 0:2 قبل از ظهر  توسط shel S stein  | 

گنجیشککه اشی مشی

لبه بوم ما مشین

خیس میشی

گوله میشی

می افتی تو حوض نقاشی

کی میگیره؟ فراش باشی

کی میکشه؟ قصاب باشی

کی میپزه؟ آشپزباشی

کی میخوره؟ حکیم باشی...

+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1388ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط shel S stein  | 

سلام

خیلی وقت بود که نیومده بودم

یهو دلم تنگ شد.............................

خیلی دلم گرفته بی کار و بی عار نشسته ام پای کامپیوتر ..

از یه طرف اضطراب مهر رو کم کم دارم حس میکنم و از طرفه دیگه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دهم شهریور 1388ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط shel S stein  | 

خیلی حسه بدی دارم..

کلی کار دارم و از خستگی یا تنبلی یا به این علت که خیلی سخت هستن حوصله ی انجام هیکدومشون رو ندارم اصلا...

 

+ نوشته شده در  دهم مرداد 1388ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط shel S stein  |